پنج شنبه, مهر 11. 1387Women Mathematicians
امروز سری به صفحه لیست ریاضی دانان زن ویکی پدیا زدم. نکته ی جالب توجه برای من این بود که اسم دو ایرانی هم در آن لیست بود:
1. لیلا خاتمی 2. مریم میرزاخانی از افراد آن لیست تنها سه نفر را می شناختم : 1. سوفیا کوالوسکایا 2. اِمی نوثر 3. ادا لاولیس گمان کنم "امی نوثر" از دو فرد دیگر تاثیرگذارتر بود! همین طوری! برام جالب بود! ![]() شنبه, مهر 28. 1386Probability and Quizes![]() فرض کنيد می خواهيد در يک امتحان چهار گزينه ای شرکت کنيد (که به ازای هر غلط 1/3 نمره ی منفی دارد)، و هيچ مطالعه ای راجع به موضوع اين امتحان نداريد و قصد داريد شانس خود را امتحان کنيد و گزينه هايي را به صورت تصادفی انتخاب کنيد. چند درصد احتمال دارد که امتياز شما منفی نباشد؟ (البته با این فرض ها که احتمال درست پاسخ دادن به سوال 25% و احتمال شير آمدن سکه 50% می باشد.) برای امتحان 1 سواله: 25% برای امتحان 5 سواله: 36% برای امتحان 6 سواله: 46% برای امتحان 7 سواله: 55% برای امتحان 8 سواله: 63% برای امتحان 9 سواله: 39% برای امتحان 10 سواله: 47% برای امتحان 20 سواله: 58.51% برای امتحان 30 سواله: 48.57% ... پس اگر می خواهيد در امتحانی 9 سواله شانس خود را امتحان کنيد، تنها به 8 سوال اول پاسخ دهيد! به اين ترتيب شانس ضايع نشدن شما 24% افزايش می يابد. حال فرض کنيد همراه خود سکه ای سر جلسه ی امتحان برده ايد و به اين شيوه عمل می کنيد: قبل از پاسخ به هر سوال سکه می اندازيد، اگر شير آمد يکی از گزينه ها را به صورت تصادفی انتخاب می کنيد، و گرنه هيچ گزينه ای را انتخاب نمی کنيد و به سراغ سوال بعدی می رويد. در اين صورت احتمال اينکه امتياز شما منفی نشود: برای امتحان 1 سواله: 62 % برای امتحان 5 سواله: 50.6 % برای امتحان 6 سواله: 52.41 % برای امتحان 7 سواله: 52.83 % برای امتحان 8 سواله: 52.41 % برای امتحان 9 سواله: 51.79 % برای امتحان 10 سواله: 51.37 % برای امتحان 20 سواله: 51.13 % برای امتحان 30 سواله: 50.95 % ... دوشنبه, مرداد 22. 1386Automatic Switchingداستان عجيب و غريب اختراع دستگاه سوئيچينگ خودکار تلفن از کتاب "شبکه های کامپيوتری" نوشته ی "اندرو اس. تَنن بام":
اختراع دستگاه سوئيچينگ خودکار تلفن داستان جالبی دارد: اين دستگاه در قرن نوزدهم در ايالت ميسوری توسط فردی به نام آلمون ب. استراوگر، که شغل وی کفن و دفن بود، اختراع شد. در آن روزها وقتی کسی می مُرد، يکی از بازماندگان وی با اپراتور تلفن شهر تماس می گرفت و می گفت: «لطفا مرا به يک موسسه کفن و دفن وصل کنيد.» در شهر آقای استراوگر دو موسسهء کفن و دفن وجود داشت، و از شانس بد اين آقا، اپراتور تلفن همسر رقيب بود. آقای استراوگر خيلی زود دريافت که اگر می خواهد ورشکست نشود، بايد يک دستگاه سوئيچينگ خودکار تلفن اختراع کند – و اين کار را کرد. همه ی آنهايي که در سراسر دنيا با دستگاههای سوئيچينگ خودکار تلفن سروکار دارند، آنها را با نام «دستگاه استراوگر» می شناسند. (تاريخ نمی گويد آيا اين خانم بعد از بيکار شدن توانست شغلی مانند اپراتور اطلاعات تلفن – که بايد به سوالاتی از قبيل «لطفا شماره يک موسسهء کفن و دفن را بدهيد» پاسخ دهد – بدست آورد يا خير؟) پنج شنبه, فروردین 16. 1386Einstein's Chaufferحکايتی واقعی درباره ی آلبرت اينشتين و نظريه ی نسبت او وجود دارد.
اينشتين پس از اينکه نظريه ی نسبيت مشهور خود را ارائه داد، به دانشگاه های مختلف ايالات متحده ی آمريکا می رفت و درباره ی نظريه ی خود سخنرانی می کرد. در طی اين سفرها، راننده ی باوفايش، هری، هميشه همراه او بود و در همه ی سخنرانی های او حضور داشت و در رديف عقب می نشست. و اين اتفاق افتاد ... هری سخنرانی را بدون عيب و نقص ارائه داد، بدون اينکه هيچ سخنی را اشتباه بگويد، و اينشتين در رديف عقب به عنوان "راننده" نشست و کمی چرت زد. هنگامی که سخنرانی تمام شده بود و هری در حال پائين آمدن از جايگاه مخصوص بود، يکی از محققان جلوی او را گرفت و پرسشی درباره ی نظريه ی نسبيت از او پرسيد ... هری به محقق جواب داد: "پاسخ اين پرسش بسيار آسان است! در واقع، اين پرسش آنقدر ساده است که از راننده ام می خواهم تا پاسخ شما را بدهد!" منبع: http://www.short-funny-stories.com/funny-stories/story-81.html سه شنبه, فروردین 7. 1386Barometer & the Skyscraper"توضيح دهيد که چگونه می توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت."
سوال بالا يکی از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود. يکی از دانشجويان چنين پاسخ داد: "انتهای فشارسنج را به ريسمانی بلند می بنديم. سپس فشارسنج را از بالا آسمان خراش طوری آويزان می کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه ی طول فشارسنج خواهد بود." پاسخ بالا چنان مسخره به نظر می آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولی دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ی خود کرد. يکی از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضی تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد. نظر قاضی اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولی نشانگر هيچ گونه دانشی نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طی فرصتی شش دقيقه ای پاسخی شفاهی ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد. دانشجو در پنج دقيقه ی اول ساکت نشسته بود و فکر می کرد. قاضی به او يادآوری کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولی نمی تواند تصميم گيری کند که کدام يک بهترين می باشد. قاضی به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالای آسمان خراش رها کنيم و مدت زمانی که طول می کشد به زمين برسد را اندازه گيری کنيم. ارتفاع ساختمان را می توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولی که روی کاغذ نوشته ام محاسبه کرد." دانشجو بلافاصله افزود: "ولی من اين روش را پيشنهاد نمی کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!" "روش ديگر اين است که اگر خورشيد می تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ی فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ی ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسی ساده می توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيری کرد. رابطه ی اين روش را نيز روی کاغذ نوشته ام." "ولی اگر بخواهيم با روشی علمی تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، می توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهای فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام أسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروی گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه های مربوط به اين روش را که بسيار طولانی و پيچيده می باشند در اين کاغذ نوشته ام." "آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ی اضطراری داشته باشد، می توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيرونی آن را علامت گذاری کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم." "ولی اگر شما خيلی سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج برای اندازه گيری ارتفاع استفاده کنيد، می توانيد فشار هوا در بالای ساختمان اندازه گيری کند، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيری کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهای حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد." "ولی بدون شک بهترين راه اين می باشد که در خانه ی سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، می تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!" دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلس بوهر، تنها دانمارکی که موفق به دریافت جايزه ی نوبل شده است، بود. دوشنبه, بهمن 2. 1385Beauty of Numbers
شنبه, دی 16. 1385Sir Issac Newton![]() توضيح: امروز سالگرد تولد يکی از نوابغ علوم بشری، اسحاق نيوتون است. نوشته ی زير خلاصه ای از فصل مربوط به نيوتون از کتاب "رياضي دانان نامی"، اثر "اريک تمپل بک"، با ترجمه ی حسن صفاری، از انتشارات اميرکبير می باشد. "من نمی دانم به چه صورتی ممکن است در نظر جهانيان جلوه گر شوم، اما به نظر خودم چنين می آيد که همچون کودک خردسالی هستم که در ساحل به بازی مشغولم و گاه و بيگاه سنگ ريزه ای صاف تر از سنگ های ديگر يا صدفی زيباتر از صدف های ديگر به دست می آورم، در حالی که اقيانوس عظيم حقيقت در مقابل من گسترده است و مرا بر آن آگاهی نيست."
اين است قضاوتی که اسحق نيوتن در حدود پايان زندگانی طويل خويش درباره ی اکتشافات خود می نمايد و با اين حال جانشينان او که قابليت درک ارزش آثارش را داشته اند نيوتن را صاحب بزرگترين فکری دانسته اند که تا امروز در نژاد بشری وجود داشته است: « مردی که در قدرت نبوغ از مقام انسانی تجاوز کرد». اسحق نيوتن که در روز 4 ژانويه سال 1643 ميلادی، يعنی سال مرگ گاليله، متولد شد، از خانواده ای است که افراد آن کشاورزان مستقل و متوسط الحال بوده اند و مجاور دريا در قريه ی وولستورپ می زيستند. نيوتن کودکی نبود که ساختمان بدنی قوی و مستحکم داشته باشد و بنابراين مجبور بود از بازي های پر هياهو و زد و خوردهای همسالان خود کناره بگيرد و بجای اينکه از تفريحات آنان پيروی کند، شخصا برای خويش تفريحاتی اختراع می کرد که نبوغ وی در ضمن آن ها خودنمايي می نمود. طبق نسايح دايی وی ابتدا او را به کالج گرانتهام فرستادند و در اين کالج او را در کلاس ماقبل آخر جای دادند. او همواره مورد طعنه و طنز شاگردانی واقع می شد که از وی قوی تر بوده اند و روزی از روزها يکی از ايشان با بی رحمی بسيار، کتک مفصلی به او زد بطوريکه جانش از آن آزرده شد. ام در نتيجه ی تشويق يکی از استادان خويش شاگرد مزبور را به مبارزه طلبيد و با ضربات جانانه ای وی را از پا درآورد و در آخر کار نيز از سر تحقير بينی او را به ديوار کليسا کوبيد. تا آن تاريخ نيوتن توجه بسيار به درس های خود نشان نداده بود اما بر اثر اين واقعه تصميم گرفت به آنان ثابت کند که مغز وی قوی تر از ايشان است و با جديت به کار پرداخت و در اندک مدت بهترين شاگرد کلاس شد. معلم رياضی نيوتن در دانشگاه کمبريج اسحق بارو نام داشت که در عين حال رياضی دان و عالم علوم الهی بود. بارو از روی خلوص و حسن نيت به اين نکته ايمان آورد که شاگردش به مراتب بر او رجحان دارد و چون در سال 1669 هنگام آن رسيد که کرسی رياضيا لوکازيان را که وی اولين اشغال کننده ی آن بوده است ترک کند، با نهايت ميل اين کرسی را به شاگرد و مريد بی مانند خود سپرد. نيوتن تا سال 1664 هنوز کار قابل ملاحظه ای انجام نداده بود جز اينکه از بس با اصرار و سماجت به هاله ی ماه و ذوذنبی که می گذشت نگاه کرد مريض شد، و يا اگر کار مهمی انجام داده بود آن را مخفی می داشت. از زندگانی او هيچ چيزی را با دقت و صحت نمی دانيم جز اينکه طی سال های 1666 – 1664 يعنی از 21 سالگی تا 23 سالگی تمام اکتشافات آينده ی خويش را در رياضيات و علوم ديگر پی ريزی کرد و با ايمان و عقيده هر روز به سعی و کوشش و کار پرداخت و شب ها تا دير وقت بيدار می ماند تا جاييکه مريض و بستری گرديد. متاسفانه ميل طبيعی نيوتن به اينکه اکتشافات خويش را پنهان از ديگران نگه دارد، نيز موجب تاريکی بيشتر اين اسرار شد. نسخه ای خطی که تاريخ آن بيستم ماه می 1665 است نشان می دهد که نيوتن در 23 سالگی به قدر کافی اصول حساب عناصر بی نهايت کوچک را پيش برده بود که بتواند انحنای هر منحنی متصل را در يک نقطه حساب کند و مماس بر منحنی را در اين نقطه رسم نمايد.
بعد از آنکه بار ديگر به کمبريج بازگشت به عنوان عضو وابسته در ترينيتی کالج پذيرفته شد (1667) و دو سال بعد از آن در 1669 در 26 سالگی به عنوان استاد رياضی جانشين اسحق بارو گرديد، در اولين درس های وی از مبحث نور گفتگو به عمل می آيد. وی ضمن اين درس ها اکتشافات شخصی خود را مطرح می سازد و تئوری های ذره ای نور را بيان می دارد که طبق آن نور ماحصل ذره است و نه چنانکه هوک و هويگنس عقيده داشته اند نمودی موجی می باشد. در 1668 نيوتن با دست خود يک تلسکوپ انعکاسی ساخت و به مدد آن به رصد و مشاهده ی اقمار مشتری پرداخت. در اين نکته ترديدی نيست که منظور وی از اين رصد ها آن بود که اقمار مزبور را مورد تجربه قرار دهد و به کمک آن ها ملاحظه کند که آيا قانون «جاذبه» ی وی واقعا «عمومی» است يا نه. در سال 1672 نيوتن به عضويت جامعه ی پادشاهی انتخاب شد، به اين مناسبت اکتشافات خود را در مورد تلسکوپ ها و نظريه ی ذره ای نور به جامعه ی مزبور عرضه داشت. هيئتی مرکب از سه عضو اين جامعه که از جمله ی ايشان يکی مرد زشتخوئی همچون هوک بود، مامور شدند که درباره ی اين اکتشافات گزارشی به جامعه ی مزبور تقديم دارند. هوک از سمت خود سوء استفاده کرد دوران ما بين 1884 و 1886 از نظر تاريخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد. در اين دوران هالی توانست با تدبير بسيار او را وادارد که اکتشافات خويش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوين کند و نيوتن نيز رضا به اين کار داد. به احتمال قوی طی تاريخ هيچ گاه موجودی بشری با چنين مداومت خويشتن را به افکاری چنين عميق نسپرد و کوششی معادل آن چه نيوتن برای تدوين بيخوابی مفرط و احتراز از غذا خوردن مرتب، يعنی عواملی که او را مجاز داشته بودند کتاب اصول را در مدت 18 ماه تنظيم کند بضد او برخواسته و جبران مافات می کردند: در پائيز سال 1692 هنگاميکه به 50 سالگی نزديک می شد و می بايست در غايت قوت و کمال باشد به سختی مريض و بستری شد.
در سال 1696 برنوئيلی و لايب نيتس به اتفاق توطئه ای چيدند و برای حل دو مسئله ای که مطرح ساختند رياضی دانان اروپايي را به مبارزه طلبيدند. بعد از آنکه مدت 6 ماه رياضی دانان اروپايي را سرگردان ساخت برای بار دوم مطرح شد و نيوتن برای اولين بار در روز 29 ژانويه 1696 بوسيله ی يکی از دوستان خود از وجود آن مطلع شد. وی تازه به خانه ی خويش مراجعه کرده و هنوز از خستگی کار سنگين روزانه نياسوده بود. بعد از صرف شام مسئله ها را تمام کمال حل کرد و فردای آن روز راه حل خود را بدون ذکر نام حل کننده آن به جامعه ی پادشاهی عرضه داشت. نيوتن بار ديگر در سال 1716 هنگامی که هفتاد و چهار سالهی بود دليل ديگری بر قدرت نيروی فکری خود اقامه کرد. آخرين روزهای زندگی وی تاثرانگيز و از جنبه ی انسانی قوی و عميق بوده است. اگر چه نيوتون نيز مانند ساير افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند ليکن بردباری بسياری که در مقابل درد و شکنجه ی دائمی دو سه سال اخير زندگی اخير خويش نشان داد شکوفه هايي ديگر بر تاج گلی که بر فرق او قرار دارد می افزايد. دردهای جانگدازی که ماحصل سنگ مثانه بود هرگز نمی توانست قيافه ی آرام و دلپذير او را کدر سازد و همواره نسبت به کسانی که از او پرستاری می کردند کلمات محبت آميز بر زبان داشت. در آخرين روزهای زندگی سرفه ای مداوم او را بسيار ضعيف کرد و عاقبت بعد از آنکه چند روزی از درد جانگداز آسوده بود در نهايت آرامش مابين ساعت يک و دو بعد از نيمه شب بيستم ماه مارس 1727 زندگانی را بدرود گفت و در اين هنگام او هشتاد و پنج سال داشت. وی را در صومعه ی وست مينستر به خاک سپردند. چهارشنبه, دی 6. 1385Joy of Math « … دلیل اولیه ی ما در پرداختن به ریاضیات این است که ما را متحیر می سازد. ریاضیات هم حس کنجکاوی عقلانی و هم حس ظرافت و ادراک را تحریک می کند. پرسش های عمیق معنی داری را مطرح می کند که پاسخ های آن (اگر به قدر کافی خوش اقبال باشیم که جوابی پیدا کنیم) موجب پاداش زودرس و روحانی ای می گردد که راهی را به سوی موج جدیدی از کنجکاوی ها و پرسش ها می گشاید. همه ی این ها جزء اهمیت باطنی ریاضیات است …» دوشنبه, دی 4. 138564 = 65 ?آیا 64 برابر است با 65 ؟!! به این لینک جالب سر بزنید. با اینکه با کمی دقت متوجه اشکال کار خواهید شد، ولی به هر حال جالبه، مگه نه؟ ![]() (پست قبلی ام کمی تغییر پیدا کرده)
شنبه, آذر 18. 1385to be or not to be ?!!![]() بودن یا نبودن ... مساله این است ... و چه آسان می کند پاسخ به این مساله را تحدب! ----------------------------------------------------------- Suffee & Aho سوفی عزیز، حالت چطور است؟ چند وقتی است که از احوالت خبر دار نیستم ... سوفی عزیز، چه سخت بود آشنایی با تو ... و تو چه آسان کردی برای من جستجوی حقایق مختلف در وجود خودت را ... ولی ... و تو ای آهوی عزیز، تو به من آگاهی دادی ... تو به من راهی آموختی که مرا قادر ساخت حقایق را در کل هستی جستجو کنم ... و چه لذت بخش بود آن شب آشنایی با تو ... قهوه با شکر و کافی میت ... و سپس خوابی شیرین. ارادتمند شما، هادی . ---------------------------------------------------------- و مساله این است ... بودن یا نبودن ...
(Page 1 of 1, totaling 11 entries)
|
Me
Me = { "Name": "Hadi", "Job": "Programmer", "Hobbies": [ "Thinking", "Reading", "Walking", "Living" ], ... } Favorite LinksCategoriesSyndicate This BlogBlog AdministrationWeblog Statistics |
